به گزارش صبح توس؛ یکی از شخصیتهایی که در واقعه کربلا بسیار تاثیر گذار است و ظلم و ستم یزیدیان را نشان می دهد حضرت رقیه(س) است؛ دختر سه الی چهار ساله امام حسین(ع) که با دیدن سر پدر از غصه این غم و شکنجه هایی که در طول سفر به دختر کوچک و همراهانش وارد شده بود در روز پنجم صفربه دیدار پدر و اجداش شتافت تا پرچم دار راه پدر باشد تا صدای مظلومیت اهل بیت خدا را به گوش جهانیان برساند به طوری که در عصر حاضر نام ایشان هنوز هم زنده است و خوش می درخشد و هنوز هم بُرد سیاسی خود را دارد.

 

کودک کشی تاریخی بحثی طولانی دارد انسان هایی که خوی انسانی خود را فراموش کرده اند و کودکان بی دفاع را برای رسیدن به مقاصد خود قربانی می کنند در میان این کودکان حضرت رقیه و حضرت علی اصغر از همه آنها سر آمدتر هستند کودکانی که در عین مظلومیت و غربت با شهادت خود باعث رسوایی ظلم یزیادیان شدند و این کودکان در واقعه پرچم دار نهضت حسینی بودند؛ چراکه واقعه کربلا محدود به واقعه عاشورا نبود و نهضت حسینی با سخنرانی های غرای امام سجاد(ع) و حضرت زینب(س) ادامه یافت و حتی شهادت نیز در این راه ادامه پیدا کرد. وفات حضرت رقیه یکی از اتفاقاتی بود که باعث شد بسیاری از اعضای خانواده یزید و غلامانش با دیدن اهل بیت پیامبر در اسارت از او بیزاری بجویند و جزء محبین خاندان عصمت و طهارت شوند.

 

نهضت حسینی با یادگار گذاشتن نشانه‌ای گران‌قدر(حضرت رقیه) در شهر شام باعث دگرگونی عمیق و تغییری شگرف در شهر شام شدند؛ زیرا شهر شام از زمان عثمان، خلیفه سوم تحت اختیار معاویه بوده و به گواهی تاریخ او از همان زمان در تدارک تشکیل حکومت بنی‌امیه بود.

 

شاید همین قدرت بی‌نظیر این دختر کوچک امام حسین(ع) است که باعث شده در این چند سال شبه هایی در رابطه با اصل واقعیت وجودی ایشان مطرح شود. طبق روایت که از کتب تاریخی به جا ماند اطلاعات کافی در این رابطه وجود ندارد و همین موضوع باعث شده تا به این شایعه دامن زده شود. قدیمی ترین منابعی که به این بانوی کوچک اشاره کرد کتاب «کامل» شیخ بهائی و همچنین کتاب «لهو» است.

 

عدم ذکر نام «رقیه» در برخی منابع تاریخی نمی‌تواند دلیل بر خرافه بودن این شخصیت باشد؛ چرا که وجود نامهای اشتهاری (کنیه و لقب) در کنار نام اصلی افراد از رسومات رایج عرب است و‌‌ همان گونه که عده‌ای معتقدند، حضرت رقیه(س)‌‌ همان فاطمه صغرا است که نامش در تاریخ آمده است.

 

بنابر نقل سید بن طاووس، نام حضرت رقیه(س) بار‌ها بر زبان امام حسین(ع) جاری شده است، شیخ عباس قمی هم در «نفس المهموم» و «منتهی الامال»، ماجرای شهادت حضرت رقیه(س) را از کتاب «کامل» شیخ بهایی نقل می‌‏کند.

 

بر اساس نوشته های بعضی کتاب های تاریخی، نام مادر حضرت رقیه (علیهاالسلام)، امّ اسحاق است که پیش تر همسر امام حسن مجتبی (علیه السلام) بوده و پس از شهادت ایشان، به وصیت امام حسن (علیه السلام) به عقد امام حسین(علیه السلام) درآمده است.1 مادر حضرت رقیه(علیهاالسلام) از بانوان بزرگ و با فضیلت اسلام به شمار می آید. بنا به گفته شیخ مفید در کتاب الارشاد، کنیه ایشان بنت طلحه است.

 

شیخ مفید در این کتاب ادامه می‌دهد: سن حضرت رقیه(س) هنگام شهادت، طبق پاره اى از روایت‌ها سه سال، و مطابق پاره اى دیگر چهار سال بود. برخى نیز پنج سال و هفت سال نقل کرده‌اند. در کتاب وقایع الشهور و الایام نوشته علامه بیرجندى آمده است که، دختر کوچک امام حسین(ع) در روز پنجم ماه صفر سال 61 وفات کرد، چنانکه همین مطلب در کتاب ریاض القدس نیز نقل شده است.

 

هر چند روایات بسیاری در رابطه با شهادت این بانو وجود دارد از جمله اینکه در کامل بهائی آمده است آنـچه در برخی کتاب ها همچون: «نفس المهموم»، «دمعة الساکبه» و غیره آمده، به این شرح است: حسین(ع) دختر خردسالی داشت که سن مبارکش سه یا چهار سال بود. شبی از خواب پرید، در حالی که سخت پریشان به نظر می رسید، جویای پدر شد و پرسـید: «پدرم کجـاست که من هـم اکنون او را در خواب دیدم؟» بانوان وقتی این سخن را از او شنیدند گریستند و کودکان دیگر نیز ناله و زاری سردادند. چون صدای شیون آنان بلند شد، یزید از خـواب برخاست و پرسید: «این گریه و زاری از کجاست؟» پس از جستجو وی را از جریان با خبر کردند. آن ملعون گفت: «سـر پدرش را نـزد او بـبرید!»آن سر مقدس را در زیر سرپوشی قرار دادند و در مقابل او نهادند. کودک پرسید: «این چیست؟» گفتند: «سر پدرت حسین است.» دختر امام حسین(ع) سرپوش را بـرداشت، و چـون چشمش به سر مبارک پدر افتاد، ناله ای از دل کشید و بی تاب شد و گفت: « ای پدر! چه کسی تو را به خونت رنگین کرد؟! چه کسی رگهای تـو را برید؟! ای پدر! چه کسی مرا در خـردسالی یتـیم کرد؟! ای پدر! چه کسی یتیم تو را بزرگ خواهد کرد؟! ای پدر ای کاش من در خاک آرمیده بودم و محاسن به خون خضاب شده تو را نمی دیدم».

 

نکته ای که باید مورد توجه قرار داد این است که پاسخ به این سوال بسیار مشکل است هر چند در سال های اخیر چند کتاب در رابطه با اثبات این بانو بزرگوار نوشته شده؛ اما دشمن سعی دارد وجود این بانو را منکر شود و یا حداقل در وجودش شبهه وارد کنند؛ چراکه آنها به خوبی می داند این بانوی کوچک چه قدرتی در جامعه شیعی به وجود می آورد.


انتهای پیام/