به گزارش خبرنگار صبح توس؛ مدرسه ابتدایی شهید امیر زمندی در روستای بهار از توابع بخش مرکزی شهرستان جغتای، این روزها با محرومیتی عجیب و غریب میزبان دانش آموزان خود می باشد.

 

حیاط بدون دیوار، سقف و دیواری که با ابتدایی ترین مصالح ساخته شده است و دیوارهایی با روکش گچ که چکه قطره باران از سقف، آن را با لکه های خاکی رنگ همراه کرده است، همه و همه مزه گزنده و تلخ محرومیتی عمیق را در این مدرسه به زیر زبان هر بیننده ای می کشاند.

 

معلم مدرسه هر از گاهی برای جلوگیری از ریزش خاک و خاشاک سقف بر روی سر دانش آموزان، آن را با نایلون پوشانده است، اما این نایلون ها نیز در همه جای سقف به چشم نمی خورند.

 

گچ دیوارها در بعضی از قسمتها فررو ریخته است، پنجره ای آهنی با شیشه هایی نه چندان شفاف نور خورشید را به درون کلاس می تابانند و گرما بخش کلاس درس معلمی می شوند که به گیرایی عشق وجودش، گچ را بر پیشانی بی جا تخته سیاه می کشد و درس می دهد.

 

محوطه مدرسه گوشه ای دشت اطراف روستا است و با خاک و ریگ خود در هنگام نماز ظهر، سجاده نماز جماعتی می شود که معلم مدرسه پیش نماز و دانش آموزان قد و نیم قد معمومان آن هستند.

 

دانش آموزها اما، لبخند می زنند و از بازی گوشی های خاص سن و سال خود غافل نمی شوند، امید را در دلت زنده میکنند، اما نمی شود بی تفاوت بود، سر جایت میخکوب میشوی و مرور امکانات مدارس شهرها و کلان شهرها و مقایسه آنها با این نیمکتهای فلزی سنگین قدیمی، حالت را خراب میکند.

 

کجای کار میلنگد؟ چرا باید روزهای خوب کودکی بچه های روستای بهار اینگونه سپری شود؟ ساخت یک مدرسه با دو یا سه کلاس برای این دانش آموزان فراموش شده در این روستای محروم چقدر هزینه دارد؟ چرا دیده نمی شوند؟ چرا کسی صدایشان را نمی شنود؟.

 

محرومیت عجیبی است، ای کاش خیران و توانمندان جامعه، این گوشه از کشورمان را نیز می دیدند و برایشان کاری میکردند.

 

معلم مدرسه میگوید: خیران و کسانی که توان مالی دارند کمک کنند تا این مدرسه از وضعیت فعلی نجات پیدا کند، درس خواندن در این شرایط حق این دانش آموزان نیست.

انتهای پیام/