به گزارش صبح توس؛ سعید شعرباف- قریب به یکسال پیش در جلسه ای به بهانه بررسی پیوست فرهنگی میدان شهدا خدمت شهردار سابق بودیم، سخن به اینجا رسید که فلسفه طراحی برجهای عظیم شمالی و جنوبی میدان که به شدت بر نمای بصری منطقه اثر سوء خواهد گذاشت و عملا تیر خلاصی بر این پروژه خواهد بود چه بوده است؟ خلاصه توجیه جنابشان این بود که «ما هم مثل شما می دانیم که این کار عالمانه و منطقی نیست؛ اما چه کنیم که برای تملک این منطقه بالای پنجاه میلیارد هزینه کرده ایم و از باب اکل میته هم که شده و به دلیل بی پولی مجبوریم به این قبیل اقدامات تن دهیم». این جمله و مشابه آن ویژه جناب مرتضوی و پژمان نبوده و نیست، برای کسانی که با ساختارهای مدیریت شهری مشهد در بیست سال گذشته مرتبط بوده اند، استدلال «می دانیم کار اشکال دارد اما چه کنیم، پول نیست!» بسیار آشناست...

 

شورای شهر جدید مشهد، پس از سپری شدن ایام انتخابات و شعارهای آغاز فعالیت، در اولین درگیری واقعی و عینی با یک مساله شهری و در شرایطی که از حیث توانمندی های اجتماعی و نخبگانی در بالاترین سطح از سرمایه اجتماعی و پتانسیل تغییرات بنیادین است، متاسفانه اصرار دارد همان استدلال کهنه و یاس آور گذشتگان را در موضوع بازسازی بافت اطراف حرم تکرار کند و ظاهرا بنا دارد با تمسک به گزاره «پول نیست پس نمی شود!!» یک فرصت بزرگ پیش روی شهر مشهد را که به مدد تلاشهای نخبگانی صدها نفر از بزرگان و دغدغه مندان این بافت با گرایشهای مختلف سیاسی و فکری در یک بازه حداقل ده ساله بوجود آمده، نادیده بگیرد و علی‌رغم همه شعارهای رجوع به نخبگان و دانشگاهیان،خیلی سریع موضوع را با رایزنی های سطح بالای وزارتی فیصله دهد...

 

احتمالا دوستان با خواندن این متن، در ادامه همان استدلال رکودآور گذشته، نگارنده را به آرمانگرایی و دوری از واقعیات میدانی حوزه اقتصاد خواهند نواخت، اما تجربه اندک بنده در این حوزه نشان می دهد که اگر عزمی برای تغییر بنیادی و در عین حال تدریجی و گام به گام مساله باشد و اگر تضاد منافع متعدد و موثر کارتلهای دولتی و شبه دولتی این بافت در بدنه شورای شهر و شهرداری نفوذ نکرده باشد، در یک برنامه میان مدت، بخش زیادی از تغییر عملی خواهد شد و نگرانی جدی از تامین مالی آن وجود ندارد. از آنجا که یکی از اعضای محترم شورا، از چند هزار میلیارد خرجی که توقف طرح گذشته بر شهر تحمیل خواهد کرد سخن گفته اند، بدون توضیح و تفسیری توجه جناب شهلا را به سوالات زیر جلب می کنم، حتی اگر بناست با طرح  جدید مخالفت شود و وضعیت به همان طرح طاش بازگشت کند، باید شورای شهر تکلیف خود را به طور صریح با مسایل زیر مشخص نماید...

 

در وضعیت فعلی بافت، چیزی نزدیک به پنجاه درصد بافت بدون تغییر و دست نخورده باقی مانده و هنوز می شود کارهای بسیاری برای آن انجام داد، برخلاف تصوری که مرتب به آن دامن زده می شود، کار بازسازی به هیچ وجه در انتهای کار خود نیست و امکان تغییرات در آن وجود دارد، برنامه مصداقی شورا برای این بخش عظیم از بافت چیست؟

 

فرموده اند طرح جدید، چند هزار میلیارد تومان به شهر هزینه تحمیل خواهد کرد، مستقل از اینکه چقدر این عدد تکراری که در سالهای گذشته هم مثل چماقی بر سر منتقدین طرح کوبیده می شد واقعی است، این سخن زمانی منطقی است که هزینه طرح جدید را با هزینه های مترتب بر ادامه وضعیت طرح گذشته یعنی طرح طاش مقایسه نمایند. بد نیست آمار دقیقی از میزان هزینه مورد نیاز برای تملک ها و بازسازی های مربوط به طرح طاش هم به افکار عمومی داده شود تا این تصور غلط بوجود نیاید که این مبلغ هزینه اضافی به شهر تحمیل می کند.

 

برای شورای شهری که با شعار آوردن سرمایه مالی و گردش اقتصادی روی کار آمده، مایه تعجب است که تامین مالی میزان فرضی چهار هزار میلیارد در یک بازه حداقل پنج ساله ، اینقدر ناممکن و دور از دسترس جلوه کند. اگر عزمی برای تامین مالی این بافت باشد با ویژگیهای خاصی که این منطقه در ایران و حتی در دنیای تشیع دارد می توان در کوتاه مدت به این اعداد دست یافت. واقعا به میزان بودجه ای که برای احیای دریاچه ارومیه و یا ساخت صحن فاطمه الزهرا نجف اشرف از سوی ساختارهای دولتی و حتی خیریه در یک بازه کمتر از سه سال فراهم شد، نمی توانستیم و نمی توانیم برای این منطقه دست پیدا کنیم؟ همایشی را در مقیاس بین المللی برای تامین مالی بافت حرم مطهر در مقیاس جهان اسلام ترتیب دهید تا انبوه ایده های عملیاتی موجود در این زمینه برای شما آشکار شود. اگر مشهد را شهر جهانی میدانید، دیگر این ناامیدی و ارتجاع  در تصمیمات چه توجیهی دارد؟.

انتهای پیام/