به گزارش صبح توس؛ مردادماه بود که عکس یک جوان اسیر در چنگال یک جانی به سرعت فضای مجازی را پر کرد؛ عکسی که بی‌شباهت به صحنه عاشورا و نبرد در قتله‌گاه نبود و به دنبال این عکس فیلم لحظه اسارت این جوان در همین فضا دست به دست شد.

از «غوغای چشمان محسن» گرفته تا «حماسه سر»، «توفان یک نگاه» و « یک مرد یک ملت»، شد تیتر یک روزنامه‌ها و رسانه‌ها.

 

همه رفتند به دنبال اینکه محسن حججی کیست و هشتگ محسن شد اول هشتگ‌ها.

 

هزاران پست و هزاران همدردی پر شد در فضای مجازی. جوانی دهه هفتادی از دیار اصفهان که لباس رزم به تن کرد و عازم سوریه شد. آرزو داشت همچون امامش، حسین (ع) به شهادت برسد.

 

و چه زیبا این صحنه با صحنه عاشورا تصویر سازی شد، جایی که شمر ایستاده و محسن همچو عباس(ع) است. حسین(ع) و زینب(س) نیز به استقبالش آمده‌اند.

 

پیش از رفتن، آخرین‌ حرف‌ها را برای فرزند دو ساله‌اش علی به یادگار گذاشت و از دلایل ترک فرزند و همسر و هدف والایی که در این راه داشت، سخن گفت.

 

همسرش لحظه دیدن عکس بی‌سر شوهرش می‌گفت: «به چشم‌های شوهر من نگاه کنید، اصلا ترس در این چشم‌ها نیست، همه‌اش شجاعت است، دلیری است، ‌محسن توی این عکس مثل کوه است، با صلابت است».

 

در جایی دیگر می‌گوید: «همسرم رفت که بگوید امام خامنه‌ای تنها نیست... رفت که بگوید هنوز هم مردان خدایی هستند... اگه کسی خواست اشکی برای همسرم بریزد به اشکش هدف بدهد. برای حضرت زینب(س) و امام حسین(ع) گریه کند... همه زیر لب فقط بگوئید امان از دل زینب(س)... راهش را ادامه بدهید... دعا کنید خدا به من هم صبر بدهد...

 

حکایت سر، از سر گرفت؛ امروز کسی نیست که فیلم اسارت شهید محسن حججی را ندیده باشد. خیمه‌های سوزان و دود و غروب خورشید تداعی‌گر عاشورا و کربلاست.

 

اما همان روزها که محسن ناجوانمردانه اسیر داعش بود برخی‌ اسیر سلفی‌های تحقیرآمیز بودند؛ آن روز ملت شرمنده از کار نمایندگانش بود که طوفان نگاه محسن غوغا کرد و افتخار اسلام شد.

نگاه پرصلابتی که دشمن را به زانو انداخت و مکر خودشان را به خودشان برگرداند. خواستند بگویند اینچنین اسیر می‌کنیم و سر می‌بریم که محسن یک نگاه به دوربین داعش‌ی‌ها می‌اندازد و مکرشان را خنثی می‌کند. با نگاهش می‌گوید اسیر واقعی کیست.

 

چیزی نگذشت که رشادت محسن افتاد بر سر زبان‌ها. شهید محسن حججی با شهادت خویش مظلومیت و شجاعت شهدای مدافع حرم را نشان داد شهدایی که نه نامی از آن‌ها بود و نه یادی؛ اما امروز همه معنای شهید مدافع حرم را فهمیدند.

 

داغ‌ دارد دل‌ها؛ دیگر صدایی بلند نمی‌شود که مدافعان را سرزنش کند؛ کسی جرات ندارد بگوید پولی برای جنگیدن دریافت می‌شود، آخر نگاه محسن جواب همه را داد. رفت تا بگوید قیمت سر بریده و لب تشنه و مادر منتظر و فرزند دوساله چند می‌ارزد.

 

پیغام حاج قاسم سلیمانی مرهمی شد بر زخم عزادارن، آنجا که سوگند خورد «به حلقوم بریده شهید حججی قسم تا نابودی آخرین نفرشان از پای نخواهیم نشست».

 

مدتی از سوگند حاج قاسم نگذشت تا اینکه واحد پهپادی گردان های سیدالشهدا در عملیاتی بی نظیر انتقام خون شهدای این گردان و نیز شهید مظلوم، محسن حججی را گرفتند.

 

امروز خبر آوردند پیکر شهید بی‌سر به آغوش وطن باز می‌گردد و همه در انتظار لحظه بازگشتیم که همسرش با تغییر عکس پروفایل تلگرام به استقبال شوهر می‌رود.