سعید شعرباف تبریزی، عضو هیئت‌علمی دانشگاه بین‌المللی امام رضا (ع)- شهردار مشهد چندی پیش در نخستین نشست خبری خود با اصحاب رسانه در پاسخ به سؤال خبرنگار صبح توس در خصوص پیوست فرهنگی گفته بود: نمی‌دانم پیوست فرهنگی چیست و اولین بار است که این کلمه را می‌شنوم!.

 

ازجمله حذفیات کنفرانس خبری شهردار منتخب مشهد در رسانه‌های محلی اظهارنظر ایشان در پاسخ به سؤال خبرنگار صبح توس در مورد پیوست فرهنگی بود.

 

اینکه شهردار پایتخت فرهنگی جهان اسلام و حاکم محلی بزرگ‌ترین جهان شهر شیعی، اعلام کند «نمی‌داند پیوست فرهنگی چیست!» قطعاً خیلی ایراد دارد؛ اما می‌توان امیدوار بود که این ضعف علمی با مشاوره و کمی جستجو برطرف گردد.

 

اما مایه تأسف و تعجب آنجاست که بفرمایند «اولین بار است که این کلمه را می‌شنوند!!!» معنی این سخن این است که یا دهه اخیر را در ایران تشریف نداشته‌اند یا آن‌قدر درگیر تجارت بوده‌اند که اساساً زمانی برای شنیدن اخبار و سر تیترهای موضوعات شهری، نداشته‌اند.

 

حداقل ۱۰ سال قبل از آن زمانی که جناب شهردار در قامت یک دانش‌آموز در دبیرستان حکیم نظامی مشغول به تحصیل بودند، این مفهوم در غرب دارای سازوکار اجرایی بود(,...,SIA,CIA) و از حداقل ۱۰ سال گذشته با همین نام، در تهران سازوکارهایی با عنوان پیوست فرهنگی و ارزیابی تأثیرات اجتماعی- فرهنگی پروژه‌ها پیاده شده بود که ظاهراً ایشان از همان دوران دانش‌آموزی تاکنون نسبت به آن کم‌توجه بوده‌اند....

 

برای سازوکار منحصربه‌فرد و ارزشمند پیوست فرهنگی در شهرداری مشهد خیلی نگران نیستم، مسیر توجه به مردم و شهر مردم مسیر غرب در شهرسازی است و جناب شهردار هم پس از مدتی متوجه این معنا خواهند شد.

 

آنچه باعث نگرانی است، تکرار دوباره مسیرهای اشتباهی است که مطالعات فرهنگی و‌ اجتماعی مردم محور برای جبران آن، در ادبیات غرب و بعدها در ایران وارد شد و ظاهراً بناست پس از تجارب بسیار ذی‌قیمت در مشهد، دوباره از اول داستان شروع کنیم....

 

برای نمونه، ارائه مربوط به پیوست فرهنگی میدان شهدای مشهد که ظاهراً دغدغه جناب شهردار هم هست را اینجا می‌آورم تا شاید، این بزرگوار، پاسخ دغدغه خود را در رجوع به راهکارهای همان مفهوم ناشناخته(!) پیوست فرهنگی بیابند...

انتهای پیام/