به گزارش صبح توس؛ سید علی اندرزگو (١٣١٨-١٣٥٧) از مبارزان مسلح مخالف حکومت پهلوی در خلال سال‌های ۱۳۴۲–۱۳۵۷ و عضو هیئت‌های موتلفه اسلامی بود که با گروه‌های مختلفی ارتباط داشت و از پرکارترین فعالان ضدرژیم شاهنشاهی شناخته می‌شد.

 

پدرش سید اسدالله، شغل بنایی داشت و سپس به خرده فروشی در میدان شوش تهران روی آورد. سیدعلی پس از گذران دوره ابتدائی، به سبب مشکلات مالی خانواده تحصیلش را رها می کند و در یک کارگاه نجاری مشغول کار می شود؛ در همین زمان پس از کار روزانه تا ساعتی از شب به تحصیل دروس فقه و اصول در مسجد هرندی نیز می پردازد، سیدعلی اندرزگو در نوجوانی با شخصیت نواب صفوی و تشکیلات فدائیان اسلام آشنا می شود و تا حد زیادی متأثر از مدل مبارزاتی آن ها می شود.

پس از تشکیل هیئت موتلفه در کنار شخصیت هایی مانند مرحوم هاشمی رفسنجانی، مرحوم آیت الله مهدوی کنی، اندرزگو به شاخهٔ نظامی جمعیت هیئتهای مؤتلفه اسلامی می پیوندد، زمانی که این گروه تصمیم گرفت تا نخست وزیر وقت، حسنعلی منصور را ترور کند اندرزگو وظیفهٔ کند کردن اتومبیل حامل نخست وزیر را بر عهده گرفت و پس از آنکه شهید محمد بخارایی گلوله‌ای به گلوی نخست وزیر شلیک کرد،سپس شهید اندرزگو گلوله دیگری را شلیک می کند و می گریزند.

 

 از شهید اندرزگو به عنوان چریک تنهای انقلاب یاد می‌شود. قبر وی در قطعه ۳۹، ردیف ۷۲، شماره ۵۵ بهشت زهرا است.

 

در خصوص آشنایی بیشتر با ابعاد زندگی و سیره شهید اندرزگو با سید محسن اندرزگو فرزند شهید اندرزگو گفتگو کردیم.

 

سید محسن اندرزگو با اشاره به ابعاد شخصیتی و رفتاری شهید اندرزگو، اظهار کرد: شهید اندرزگو شخصیتی با چند بعد مختلف بود؛ یکی از این ویژگی ها تولد وشهادت ایشان بود که تولدشان همزمان با ولادت امیرالمومنین (ع) و شهادتشان نیز همزمان با نوزدهم ماه رمضان بود.

 

وی افزود: راهی که شهید اندرزگو آن را انتخاب کرده بود راه مولا علی (ع) بود و همواره در این راه از ایشان استعانت می خواستند و در این راه هم به شهادت رسیدند.

 

فرزند شهید اندرزگو با بیان اینکه پدرش دارای یک زندگی فرهنگی، مذهبی و مبارزاتی بود، عنوان کرد: نام پدر بعد از سال 1343 و بعد از اعدام انقلابی حسنعلی منصور که نخست وزیر وقت بود و به امام(ره) توهین کرده بود لایحه کاپیتولاسیون را برای ذلت ایران و ایرانی امضا کرد، بر سر زبان ها افتاد.

 

وی ادامه داد: البته در این راه سایر دوستان ایشان مانند شهیدان بخارایی، هرندی، نیک نژاد و امانی نیز همراه بودند که حسنعلی منصور را با حکم مرجعیت در مقابل مجلس ترور کرد؛ اما متاسفانه سایر افراد این تیم دستگیر و به اعدام محکوم شدند، شهید اندرزگو نیز البته غیابا به اعدام محکوم شد.

سید محسن اندرزگو با بیان اینکه از همان سال، زندگی مخفیانه شهید اندرزگو البته با مبارزه انقلابی آغاز شد، گفت: ساواک نزدیک به 15 سال دنبال ایشان بودند تا جلوی مبارزات ایشان را گرفته و ضربات مهلکی را که به نظام ستمشاهی وارد می کرد را بگیرند.

 

وی عنوان کرد: پدر برای اینکه به مبارزات خود ادامه دهد مجبور بودند که شخصیت های مختلفی را با تغییر چهره برای خود ترسیم کند، بنابراین برای خود شناسنامه ها، گذرنامه ها و مدارک مختلفی را جعل می کردند و از طرفی نیز استاد تغییر چهره بودند.

 

فرزند شهید اندرزگو با اشاره به اینکه پدر را در مجالس مختلف با چهره و نام های متفاوتی می شناختند، اضافه کرد: برخی مجالس و محافل او را با نام دکتر حسینی می شناختند، در مجالسی که با لباس روحانیت حاضر می شدند با لباس شیوخ یعنی با عمامه سفید می رفت و معروف بود به عنوان شیخ عباس روحانی و امام نیز ایشان را به همین نام می شناختند.

 

وی با بیان اینکه پس از شهادت نیز امام (ره) این موضوع را متوجه نشدند، تاکید کرد: این کار نیز به این جهت بود که امام دائما توسط ساواک تحت نظر بود و اگر شخصیتی مانند ایشان در منزل امام دستگیر می شد، برای شخص امام (ره) گران تمام می شد.

محسن اندرزگو با بیان اینکه در زندگی مبارزاتی شهید اندرزگو هیچ زمان جای معنویت و توسل با چیز دیگری عوض نشد، تصریح کرد: شاه با دست خط خود برای زنده و مرده شهید اندرزگو هدیه نقدی تعیین کرده بود این که یک شخصیتی مانند ساواک نتوانست شهید اندرزگو را آن هم به مدت 15 سال دستگیر کندهمین معنویت و توسل ایشان بود.

 

وی با بیان اینکه ساواک یک گزارشی تهیه کرده بود مبنی بر اینکه اگر اندرزگو را دستگیر کنیم، از هجوم نیروهای انقلابی تا 70 درصد کم می شود، اظهار کرد: زمانی که این گزارش به دست شاه رسید زیر آن را امضا و فرمان دستگیری شهید اندرزگو را صادر کرد؛ اما مادرم می گوید شهید اندرزگو به من گفته بود که این انقلاب با خون من پیروز می شود و امام خمینی (ره) نیز رهبر می شوند.

 

از رهبری امام خامنه ای اطلاع داشت

 

فرزند شهید اندرزگو تصریح می کند: ایشان از رهبری امام خامنه ای حتی قبل از پیروزی انقلاب مطلع بود، مادرم در خاطرات خود می گوید شهید اندرزگو به من می گفت بعد از اینکه امام خمینی (ره) مرحوم شدند یک «سیدعلی» نامی رهبر می شود، مردم همواره مورد امتحان الهی قرار می گیرند و هرکس پشت این سیدعلی قرار بگیرد رستگار خواهد شد.

شهادت مظلومانه

در دوم شهریور ۱۳۵۷ زمانی که سیدعلی اندرزگو راهی خانه یکی از دوستانش بود، از سوی مأموران ساواک که از قبل آن منطقه را تحت نظر داشتند، مورد اصابت گلوله قرار می گیرد.

 

سیدعلی که می بیند توان فرار ندارد، تعدادی از اسنادی را که همراه داشت با بلعیدن و آغشته کردن به‌خون از بین برد، در آن حالت به دلیل اینکه شهید اندرزگو با خود سلاح نداشته حالتی را به خود می گیرد که گویا مسلح است، مامورها پس از آن‌که مطمئن شدند شهید اندرزگو مواد منفجره همراه خودش ندارد به او نزدیک می شوند.

 

سیدعلی را روی برانکارد می گذارند؛ اما او با تکانی خودش را به داخل جوی آب می اندازد تا زنده به دست ساواک نیفتد و زیر شکنجه ها از او اطلاعات بگیرند، سپس شهید را با طناب می بندند و بلافاصله به بیمارستان منتقل می کنند؛ اما در بیمارستان به فیض عظمای شهادت می رسد.

گزارش: حسین حقی

انتهای پیام/