رضا آرمانیان - قدرت گرفتن احزاب مختلفی همچون حزب «ترقی‌خواه» نروژ، حزب «طلوع طلایی» یونان، حزب «آزادی» در هلند و همچنین حضور احزاب افراطی و گاه نژادپرست در کشورهایی مانند ایتالیا، آلمان، دانمارک و فنلاند، اروپا را به بهشتی برای بنیادگرایان و افراطی‌های مسیحی، یهودی و به ظاهر مسلمان تبدیل کرده است.

احزابی که برخی از آن‌ها فقط نام دین یا مسلکی خاص را یدک می‌کشند اما کار اصلی‌شان چیزی جز نفرت پراکنی و ایجاد چنددستگی در بین مردم جهان نیست.

به گمان برخی از صاحب‌نظران پس از انقلاب فرانسه ظهور افراط‌گرایان امری قابل پیش‌بینی بود اما شاید کمتر کسی فکرش را می‌کرد که سرعت این افراط‌گرای تا بدین حد فزاینده و غیرقابل‌کنترل باشد.

حضور و ظهور داعش و پیش از آن القاعده و حادثه یازده سپتامبر و نوع برخورد اروپائیان با این حادثه یکی از دلایل رشد افراط‌گرایانی است که بانام اسلام دست به نفرت پراکنی و کشتار در کشورها و شهرهای مختلف اروپایی می‌زنند.

با توجه به قدرت گیری گروه‌های بنیادگرایی مسیحی و یهودی در اروپا و آماده بودن زمینه افراط‌گرایی در قاره سبز و همچنین عملکرد نادرست سران کشورهای اروپایی و قاره اروپا و بازی در زمین آمریکایی‌ها اکنون قاره سبز را درگیر مشکلی کرده است تا آنجا که دیگر هیچ‌کدام از شهروندان اروپایی احساس امنیت نداشته و وقوع یک حادثه دردناک تروریستی در هرکدام از کشورهای اروپایی را به  امری قابل پیش‌بینی تبدیل کرده است.

اسلام هراسی افراط‌گرایی را دامن می‌زند

یکی از اشتباهات اروپائیان تمرکز بر اسلام هراسی است به‌گونه‌ای که به نظر می‌رسد اغلب کشورهای اروپایی با تأثیر از آمریکا، احزاب و گروه‌های نژادپرست و افراطی یهودی و مسیحی و بدون توجه به تفکرات و عقاید مسلمانان و ایدئولوژی حاکم بر اسلام واقعی، درواقع زمینه را برای رشد هرچه بیشتر دشمنی بین مسلمانان و دیگر ادیان را فراهم کرده‌اند تا در پس این ماجرا گروه‌های بنیادگرا و افراطی اروپایی فرصت رشد یافته و اوضاع را روزبه‌روز به نفع خشونت گسترش دهند.

اوضاع تا آنجا به نفع افراط‌گرایی پیش رفت که در سال‌های گذشته احزابی مانند حزب «مردمی» دانمارک با گفتمانی مبتنی بر افراط‌گرایی توانست در سال 2007.م حدود 14 درصد آرا را به خودش اختصاص دهد.

در سال 2010 نیز بیش از 15 درصد آرا مردم هلند به سبد افراط‌گرایان ریخته شد. همین اتفاق در سال 2011 در فنلاند تکرار و 19 درصد رأی‌ها به سمت اسلام هراسان و بنیادگرایان این کشور رفت تا اروپا همچنان بر خط افراط‌گرایی، اسلام هراسی و بنیادگرایی حرکت و حوادث متعدد ناشی از این طرز تفکر را تجربه کند.

این سبک اسلام هراسی باوجود حملات تروریستی گروه تکفیری صهیونیستی داعش شدت بیشتری به خود گرفته و همه امکانات صهیونیست‌ها را در اختیار تروریست‌هایی قرار داده است که بالباس اسلام در همه جهان ازجمله اروپا ریشه دوانده و با کشتار وحشیانه و بی‌رحمانه درصدد کمک به اسلام هراسان و افراط‌گرایان برآیند.

حوادث تلخی مانند حادثه «بارسلون» اسپانیا، چاقوکشی در «ووپرتال» آلمان و «تورکو» فنلاند و قبل از این حوادثی مانند کشتار نروژ، فرانسه و ده‌ها حادثه تروریستی افراطی دیگری که دل مردم اروپا و جهان را به درد آورد نه‌تنها مورد تائید اسلام نیست بلکه بنا به نظر صاحب‌نظران و اندیشمندان اسلامی این‌گونه حرکات مورد مذمت اسلام نیز هست.

اروپائیان بهتر است به‌جای بازی در زمین افراط‌گرایانی که هرکدام بانام یک دین یا مسلک و ازجمله اسلام، چنگ به انسانیت می‌زنند با مسلمانان واقعی و اسلام حقیقی از در ملاطفت درآمده و با معرفی درست و صحیح این دین پر از معنا و مفهوم، از گسترش اسلام غیرواقعی و افراطی پیشگیری کند.

تجربه اسلام هراسی لااقل در یکی دو دهه اخیر نشان داده است با معرفی غلط و اشتباه اسلام نه تنها کمکی به حل مشکل تروریسم در اروپا نشده  بلکه زمینه را برای افراط گرایان سنتی قاره سبز نیز فراهم و به گروه های غیر معقولی همچون داعش نیز کمک کرده است.

انتهای پیام/