به گزارش خبرنگار صبح توس؛ روز گذشته برجام دوساله شد، یعنی ۷۳۰ روز از ساعات اولیه امضای این توافقنامه گذشت، و به جرات می توان گفت: تکلیف وعده هایی که بر اساس آن داده شد، باید تا الان روشن شده باشد.

فرصت لازم و کافی برای تحقق و بروز آشکارای آنچه که به عنوان ملزومات امضای توافق نامه برجام به خورد افکار عمومی داده شد هم وجود داشته است، اما خبری از بروز وعده های بزک شده و دلنشین برای مردم فراهم نشده است.

صحنه سازی برای انداختن تقصیرها به گردن هر نهاد و یا هر شخصیتی غیر از دولت و تیم مذاکره کننده به صورت حرفه ای طراحی شده است و به کار بسته می شود، و بهانه ها برای تمرکز زدایی افکار عمومی از آنچه که در برجام بر سرمان آمد نیز به خوبی جور می شود و تقریبا هم موفق بوده است.

مهندسی رسانه ای نیز سهم بسزایی برای پراکندن اذهان مردم از واقعیات پشت پرده و آشکار برجام به خود اختصاص داده است و توانسته با درگیر کردن مخاطبان خود در فضای مجازی به مسایلی غیر مهم و دامن زدن به هر حادثه ای کوچک، زمینه را برای پنهان کاری دولت در باره برجام فراهم سازد.

انحلال سند غربی۲۰۳۰، موشک های سپاه، تنش های عربستان با کشورمان و چندین موضوع مهم و غیر مهم برای توجیه ناکارآمدی برجام بکار بسته شده است و در صدر رسانه های وابسته به دولت و گاه بنگاههای خبر پراکنی غربی قرار می گیرد.

فضا به خوبی مدیریت می شود تا ذهن پرسشگر جوان ایرانی هرگز میلی به سمت مطالبه وعده های برجامی نداشته باشد و اهمیتش را برایش از دست بدهد، تا جایی که دولت حتی جشن سالگرد امضای این معاهده به اصطلاح موفق را هم ترجیحا و متناسب با شرایط حاکم قربانی این هدف نامبارک می کند.

رسانه های پر سر و صدایی که ۲۴ تیر ۹۴ با تیترهای درشت خود به استقبال برجام رفته بودند، ۲ سال بعد حتی حاضر نیستند به تیم مذاکره کننده تبریک بگویند و یا با بازشماری دستاوردهای آن، کمی از تفکر لیبرالی دولتی ها حمایت کنند.

قیاس این سکوت معنا دار و آن جوسازی های عجیب و غریب رسانه های فرمایشی و آن رقص های بالاشهری ها و به اصطلاح روشنفکرها، مزه تلخ یک بازی آکنده از باخت را به زیر زبان می کشاند و نادرست بودن اصطلاح بازی برد برد را برای افکار عمومی بر ملا می سازد، البته اگر مجالی به مردم داده شود تا از بند سوژه تراشی ها و بهانه سازی های بی فایده تیم رسانه ای دولت رها شوند و به وقایع پشت پرده توجهی کنند.

جشن که نمی گیرند، بماند، در تایید نقاط ضعف برجام هم تحلیلی نمی کنند و قلم نمی زنند تا شاید بشود روی انصافشان حسابی باز کرد، شاید از خیلی از رسانه های خارج از کشور که گاه و بی گاه از ناکارآمدی برنامه جامع اقدام مشترک سخن به میان می آورند هم بی انصاف تر و سر در گریبان تر شده اند.

منافع حزبی و پیشبرد اهداف جناحی برایشان نان بیشتری دارد تا پرداختن به منافع و مصالح ملی، سکوت در برابر چوب حراج بر عزت پاسپورت ایرانی را بر مطالبه گری وعده های واهی ترجیح می دهند، خاموشی در برابر انبوه تحریم های پسا برجامی ا بر فریاد علیه دشمن مقدم میدارند، هجوم علیه نهادهای امننیتی داخلی را بر جبهه گیری واحد علیه بیگانگان دلنشین تر می دانند و خلاصه این که بازی با آواز غریبه ها برای گوششان خوش تر از خودی هاست.

کار به جایی می کشد: که زحمات فرزندان مقاومت در راستای تبدیل ایران به قدرت بی بدیل موشکی منطقه را به نام خودشان مصادره می کنند و با پروژه های خاتم الانبیا عکس یادگاری می گیرند و دستاورد وادادگی به غربی ها را به باد فراموشی سپرده اند.

البته نباید فراموش کرد که دستاورد موشکی و امنیتی سپاه پاسداران به نام ملت غیور ایران ثبت شده اند، اما نمی شود از مواضع دوگانه رئیس جمهور و رسانه های تحت امرش برای حمله به موشک های سپاه پاسداران برای کاسبی رای و سپس دفاع از آن برای دستاورد تراشی دولت چشم پوشی کرد.

انتهای پیام/