بهنام منصورزاده- در پی حمله  تروریستی داعش و وقوع واقعه  تلخ تهران در 17خرداد،  انتقادهای زیادی به مسئولین دولت از جمله شخص رییس جمهور در ابعاد مختلف از جانب منتقدین مطرح شد، که مایه  و اساس تمامی این انتقادات ضعف های دولت در پیشبرد و اهمیت به مسایل امنیتی بود.

انتقادهایی از قبیل، ضعف دولت در مهره چینی پست های مهمّ امنیتی، کم کردن بودجه  نظامی و دفاعی کشور در سال های اخیر و حمله به مسایل دفاعی و نهادهای پاسدار امنیت ملّی توسط شخص آقای روحانی در برنامه ی رسمی صدا و سیما و میتینگ های تبلیغاتی!

در همین هنگام پروپاگاندای رسانه های حامی دولت طبق معمول بهترین دفاع را حمله یافتند و با بیان این جملات که الآن زمان انتقاد نیست، الآن زمان اتّحاد است و یا این که منتقدین خجالت بکشند، نباید این واقعه  دردناک را دستاویز جناح بازی و مسایل سیاسی کرد و غیره، حجم وسیع انتقادات علیه دولت را به فرصت تبدیل کردند و علاوه بر طفره رفتن از پاسخ به انتقادات صریح، جناح مقابل و منتقد به فرصت طلبی متّهم شد !

حال پس از گذشت حدود سی روز از اتّفاق مذکور اتّفاق دردناکی در یکی از نقاط کشور اتّفاق افتاده و آتنا اصلانی کودک معصوم و هفت ساله  تهرانی توسط یک بیمار جنسی مورد تجاوز و قتل قرار گرفته است که قطعا این حادثه دل هر انسان را به درد می آورد.

نکته  قابل توّجه این که عدّه ای دولت زده در پی وقوع این حادثه از رسانه ها و تریبون های زنجیره ای خود نهایت استفاده رابرده و مدّعی شده اند که این رویداد دردناک حاصل بی تجربگی و عدم آموزش جنسی افراد است، و با این پیش زمینه منتقدین سند موهوم 2030 را مورد حمله قرار می دهند و مدّعی هستند چنانچه چنین اسنادی در کشور اجرایی می شدند ما امروز شاهد چنین اتّفاقاتی نبودیم و در نهایت منتقدین 2030 را متحجر خواندند و همچنان هم می خوانند.

در پی توضیحات مذکور چند مسئله  پیش می آید:

اوّل این که از دوستان دولتی و دوست داران دولت خواستاریم مرز بین انتقاد سازنده از تخریب را برای منتقدین و تمامی هموطنان ایرانی تبیین کنند که زین پس، منتقدان متوجه باشند پس از وقوع یک حادثه ی تلخ دقیقا با چه ادبیاتی اعتراض خود را عنوان کنند که حمل بر سوء استفاده نشود؟ و این که چطور انتقاد ایشان مثبت و انتقاد مخالفین مقرضانه تلقّی می شود؟؟

 دوم این که نگاهی به لیست تمام کشورهایی که آمار آزار و آسیب جنسی کودکان در آن ها رکورد دار است بیندازند، آیا ده کشور نخست این لیست  جزء کشورهای صنعتی غربی که همگی تابع سند 2030 هستند، می باشند یا خیر؟ آیا در صف هفتاد کشور ابتدایی رکورد دار جنانیان جنسی کودکان می توان حتی نام یک کشور اسلامی پیدا کرد یا خیر؟

سوّمین مسئله این که دوستان توجّه داشته باشند اتّفاقی که این چنین قلب ایران را به درد آورد در کشورهای مراد شبه روشنفکران داخلی، همچون تصادف دو ماشین در خیابان عادی تلقّی می شود و این مسئله یعنی هنوز مسائل اخلاق و آرامش شهروندان  در جمهوری اسلامی ایران حرف اوّل را دربین تمامی کشورها می زند.

انتهای پیام/