به گزارش صبح توس؛ یکی دو سال است معاونت فرهنگی شهرداری مشهد یا بهتر بگوییم جبهه فرهنگی انقلا ب اسلامی تلاش دارد در قامت تاریخ مشهد واقعه حمله عوامل رضاخان به مسجد گوهرشاد احیا کند.

تبعا در نقدهای درون گفتمانی، اگر تاب شنیدنی وجود داشته باشد نقدهای جدی به آنچه که با زحمت فراوان انجام شد وجود دارد؛ کاری که در خور مشهد نبود و با سو استفاده از محبت رهبر انقلاب به موثرین این حرکت؛ به نوعی ایشان هم هزینه کار شدند.

 بیایید برگردیم به سال 821 هجری قمری، به 617 سال قبل ، زمانی که ملکه دربار تیموریان بانی مسجدی شد و با امکانات آن زمان چه افتتاحیه ای برای مسجد ترتیب داد، چندین رهبر از ممالک هم جوار در مراسم افتتاحیه مسجد دعوت بودند و گوهرشاد املاک متعددی را وقف مسجد کرد و چلچلراغ هزار مثقالی طلا را پیشکش کرد.

به این ترتیب یکی از بزرگترین مساجد جهان اسلام ، به بهره برداری رسید، ساز و کار معماری و مدیریت مسجد آن چنان خوب چیده شده ،  که هم اکنون یکی از منظم ترین اسناد مدیریتی مربوط به مدیریت مستمر موقوفات مسجد گوهرشاد است.

معدود اتفاقاتی تاریخی هستند که با اصل ساخت این مسجد می تواند در تاریخ برابری کنند و البته یکی از آن رویدادها، همین واقعه به خاک و خون کشیدن مردم در مسجد با هدف مقابله با حجاب است.

در فضایی که سینمای ایران بعد انقلاب با همه گستردگی و تنوع  ذائقه اش یکی از معصوم ترین سینماهای دنیاست و پیام عفاف و حجاب را بصورتی عالم گیر در خود دارد،  مهجوریت رسانه ای این رویداد با وجود ظرفیت بین المللی گوهر شاد، به عنوان میراث معماری حداقل کشورهایی که در آن زمان یکپارچه زیر قیمومیت تیموریان بوده اند ، حسرت را بر دل می نشاند.

واقعه گوهرشاد می‌توانست و هنوز هم می‌تواند به رویدادی برای علمداری تمایز فرهنگهای قومی – دینی در برابر فرهنگ یکسان بین الملل غربی تبدیل شود و می‌تواند علمدار مهمترین جشنواره های پوشاکی شود که هدفشان حفظ هویت فرهنگی ملتها باشد. مگر مولا علی (ع) نفرمود لباس پرچم کشور وجود است، حال پرچم کشور وجود ما در دوره‌ای مورد هجمه قرار گرفته و ما نمی‌توانیم به سادگی و یا برعکس با شتاب خام ژورنالیستی با آن برخورد کنیم.

 نه آن حذف عامدانه  رضاخانی و نه این شتاب بی هنرانه پرداختن ژورنالیستی به این رویداد کمکی به مانایی آن نمی کند.

پس اولین فرصت رویداد گوهرشاد برافراشتن پرچم هویت فرهنگی محلی-دینی با تجلی لباس و معماری است که تا کنون مورد بی مهری واقع شده است.

دومین فرصت رویداد گوهرشاد ، برانگیختن حس عمیق مخاطب سیصد میلیونی آسیای میانه و خراسان بزرگ ، نسبت به هجوم دژخیمان به یک میراث هویتی معماری مقدس است که تنها به مردم مشهد تعلق ندارد و این فرصت در غوغای خودبزرگ بینی ما از دست رفت.

 فرصتی که می تواند در این وانفسای داعشیگری و تفکر تکفیری ، بانی دور هم نشستن تمام فرق مسلمان با محوریت حفظ و افتخار کردن به این میراث باشد پس مسجد گوهرشاد می تواند ظرف گفتگوی وحدت بخش نیز باشد.

فرصتهای دیگری نیز می توان برای این رویداد بزرگ برشمرد، فرصتهایی مانند ، شباهت حمله رضاخان به حمله روسها ، و همذات  پنداری مخاطب دو واقعه با هم. و فرصتهایی که از نگاه هنری در رویداد گوهرشاد قابل ردیابی است. که این فرصتها تا کنون عمدا یا سهوا ضریب داده نشده ، مانند پیشنهاد نگارنده برای ساخت فیلم داستانی بلند پیرامون مسجد گوهرشاد که دوبار به صدا و سیمای خراسان تقدیم شد و هر دوبار بطرز معناداری گم شد. واقعیت این است که هنوز رسانه ، دانشگاه ، سازمان میراث فرهنگی  و سازمان فرهنگ  و ارتباطات که نسبت به شهرداری مشهد  اولویت دارتر هم هستند به این رویداد به چشم یک فرصت ننگریسته اند.

و العاقبه للمتقین

محمدهادی عرفان.21تیر1396.مشهد مقدس

انتهای پیام/