به گزارش صبح توس؛ حضور سه کاندیدای اصلاح‌طلب در مقابل سه کاندیدای اصولگرا تا حدودی چارچوب مناظره را مشخص می‌کرد، اگرچه به نظر می‌رسید که میرسلیم و هاشمی طبا تا حدودی سعی داشتند خود را مستقل از دیگران نشان دهند و کمتر وارد بحث‌های حاشیه‌ای شوند ولی هماهنگی بین کاندیداهای اصلاح‌طلب از یک‌سو و کاندیدای اصولگرا در سوی دیگر، یکی از مهمترین نکاتی بود که مناظرات امسال را با دوره‌های قبل متمایز می‌کرد.

 

در لحظات ابتدایی مناظره اول، هر یک از نامزدها، سعی داشتند به‌صورت غیرمستقیم و نامحسوسی از یکدیگر انتقاد کنند ولی هرچه مناظره بیشتر به سمت جلو می‌رفت، انتقادها و بحث‌ها وارد مرحله جدی‌تری می‌شد و نامزدها سعی داشتند دیگری را به‌صورت شدیدتری مورد هجوم انتقادات خود قرار دهند و این نکته، در مناظرات بین اسحاق جهانگیری و محمدباقر قالیباف بیشتر احساس می‌شد و شاید بتوان از این قسمت به‌عنوان جذاب‌ترین بخش در مناظره دور اول نام برد.

 

آنچه که تنور این مناظره را داغ‌تر کرد، سخنان قالیباف به جهانگیری در خصوص دستاویز قرار گرفتن وی توسط دیگران در انتخابات بود که زیاد به مذاق جهانگیری خوش نیامد، تا جایی که وی در دفاع از حضور خود در عرصه انتخابات، خود را نماینده جریان اصلاح‌طلب عنوان کرد که برای دفاع از این جریان‌پا به عرصه انتخابات گذاشته است.

 

مناظرات دور اول نشان داد که چرا روحانی بیش از دیگران از پخش زنده مناظرات ترس داشت و این نکته را می‌شد در لرزش غیرطبیعی دستان وی در حین مناظره احساس کرد. شاید روحانی بیشتر از هر شخص دیگری به این نتیجه رسید که با توجه به عملکرد ضعیف دولت تدبیر و امید طی دوره چهارساله، بیش از هر زمان دیگری دستانش خالی است و کار سختی را در روند مناظرات خواهد داشت.

 

بسیاری از تحلیلگران سیاسی، بزرگ‌ترین چالش پیش روی روحانی در انتخابات را همین عملکرد ضعیف دولت وی می‌دانند که شاید در مناظره با دیگر نامزدها، به پاشنه آشیل روحانی تبدیل شود. رئیس دولت تدبیر و امید در اولین دور از مناظرات، بیشتر سعی داشت آرامش خود را حفظ کند و با رعایت جنبه احتیاط از ورود به حاشیه‌ها خودداری می‌کرد و این کار را به معاون خود در مناظرات سپرده بود.

 

شاید همین احساس ضعف حسن روحانی در مناظرات و تنگ شدن عرصه بر وی، موجب شود تا بار دیگر پروژه عبور از روحانی در انتخابات توسط اصلاح‌طلبان کلید بخورد، موضوعی که با کاندیداتوری جهانگیری و نقش پررنگ‌تر وی در اولین مناظره، زیاد دور از ذهن نیست. به تصور بسیاری از تحلیلگران سیاسی، جهانگیری برنامه خاصی برای ورود به انتخابات ندارد و بیشتر نقش سپر دفاعی روحانی در مناظرات را ایفا می‌کند تا روحانی بتواند از هجمه‌های شدید که توسط رقبایی مانند قالیباف و رئیسی به وی وارد می‌شود، به‌سلامت عبور کند و دچار ریزش آراء نشود.

 

آنچه که در مناظره دور اول بیشتر به چشم می‌آمد، هماهنگی بین روحانی و جهانگیری بود که با واردکردن هجمه‌های هماهنگ به قالیباف، سعی داشتند وی را تحت‌فشار قرار دهند، هرچند که قالیباف تا حدودی توانست با اسناد و مدارکی که در اختیار داشت، به هجمه‌های روحانی و معاونش پاسخ دهد.

 

جهانگیری در این مناظرات، سعی داشت با ارائه گزارش از عملکرد دولت و هجمه به قالیباف، همه نگاه‌ها را به خود جلب کند تا نقش خود به‌عنوان سپر دفاعی روحانی را به‌خوبی انجام دهد، ولی آنچه که در پایان دور اول مشهود بود، این نکته بود که دست حسن روحانی بسیار خالی‌تر از آن است که بتواند دفاع قابل قبولی از خود داشته باشد.

 

مناظرات دور اول، بیشتر حول محور جهانگیری و قالیباف چرخید ولی باید دید، آیا جهانگیری می‌تواند در دوره‌های بعدی مناظرات هم، سپر دفاعی روحانی باشد، یا اصلاح‌طلبان بار دیگر پروژه عبور از روحانی را کلید خواهند زد؟

 

داود نشتیفانی

انتهای پیام/