به گزارش صبح توس، جناب آقای روحانی تو را به انتخابات فرامی‌خوانم؛ تا شاید در این چهار سال دوم شهرم را که یکی از دورترین نقاط به پایتخت است در جوار بارگاه ملکوتی امام رضا(ع) و منتهی به نقطه صفر مرزی؛ ببینید! چون کمتر یا به عبارتی تنها یک رئیس‌جمهور سلام گرمی به مردمانم داده است.   جناب آقای روحانی تو را به انتخابات فرامی‌خوانم؛ تا این بار دعوتت کنم تا با ماشین‌های خارجی در جاده کلات دو ساعت وقت گذارانی کنی تا راه پرپیچ‌وخم مشهد و کلات را که عزرائیل در کمین جوانان و مردمان شهرم است را درک کنی.   جناب آقای روحانی تو را به انتخابات فرامی‌خوانم؛ تا درک کنی مردم شهرم را که روزی اسطوره و زبانزد تاریخ بوده‌اند؛ حال جمعیتی دوم سوم را در شهرستان نمی‌بینیم چرا که جوانان رخت را بر حاشیه شهر بسته‌اند؛ مگر آقا تأکید بر حاشیه شهر ندارند؟ خب نگذارید فراموشی روستاییان حاشیه شهر را رشد دهد.   جناب آقای روحانی تو را به انتخابات فرامی‌خوانم؛ تا نمایندگان را به‌مانند اینکه کلات قلعه ایست؛ تندروهایتان به کلات منتصب نکنند؛ چراکه ما همه روستازاده‌ایم هرچند دکتر محمدعلی نجفی نیز از روستازادگان شهرم هست که در کنارتان در رکابتان قدم برمی‌دارند و افتخاری از روستازادگان در دولت تدبیر و امید هستند.   جناب آقای روحانی تو را به انتخابات فرامی‌خوانم؛ نه این بار برای رأی دادن و حمایت، بلکه برای برائت دولت قبل که رفتنت را نیز بر گردن دولت قبل نگذاری چون می‌دانم این بار دولتت اگر همین منوال باشد؛ تنها دولت چهارساله تاریخ ایران می‌شود.   جناب آقای روحانی تو را به انتخابات فرامی‌خوانم؛ تا ژرف، آغداش و سنگانه و بابافرجی و دیگر روستاهای کلات رانشانت دهم که به خاطر عدم توجه ات در این سه سال از چرخه اسفالت شدن بازمانده‌اند؛ کاش در روزهای بارانی زن باردار را که برای وضع حمل بر تراکتور به شهر می‌آوردند می‌دیدی! این شد توجه به دغدغه‌های رهبری؟اگر آن روز بارانی برف می‌بود حال نه مادری بود و نه فرزندی .   جناب آقای روحانی تو را به انتخابات فرامی‌خوانم؛ نه برای سلام به خاتمی، هاشمی یا کروبی؛ برای سلام به مردمی که به نان شبشان محتاج نباشند … چراکه هنوز مردم کشور منتظر خوردن آب و آفتاب برجام در سفره‌هایشان هستند.   تو را به انتخابات فرامی‌خوانم؛ این بار نه درباره مظلومیت هاشمی، بلکه درباره مظلومیت جوانان بیکار تحصیل‌کرده شهرم حرف بزنی که رنگ‌ بر رخسار ندارند و در مشهد هراسانند.   جناب آقای روحانی تو را به انتخابات فرامی‌خوانم؛در پایان مانده‌ام با چه رویی وعده صدروزه به هزارروزه و برجام بی‌حاصل ختم شد؛ من یک شهروندم مانده‌ام از بی‌برنامگی دولتمردان به مردم شهرم چه بگویم.   تو را به انتخابات فرامی‌خوانم؛ نه این بار با شعار تدبیر و امید چرا که با آمدنت امید از جامعه رخت بست و جوانان استانم تا سازمان ملل برای رساندن فریاد بی‌تدبیری‌ات نامه زدند، نگو که می‌خواهی انقلاب را به بیراهه کشانی....   اینجا هنوز مردمانش بر آرمان‌های شهدا و امام پایبندند و پاسبانی از مرزهای جغرافیایی و اسلامی را نشان از عزت و غیرت می‌دانند.   اینجا مردمانش راست‌قامتی را از امام، استواری از رهبری فرزانه و پایمردی را از شهدا آموخته‌اند و همچون کوه‌های هزار مسجد ستبر و استوار، بانشاط و طراوت ایستاده‌اند اما امیدی به تدبیر شما ندارند.   اینجا شمیم شالیزارهایش  به زندگی مردمان امید و طراوت می‌دهد اما دیگر به جام شکسته برجام نمی‌اندیشند چراکه گندم‌زارهایش نشان از امید به خدا و عشق به قدرت لایزال الهی است و دیگر سال‌هاست کدخدا را فراموش کرده‌اند.   چقدر حیف شد گذرت به دیارمان نیفتاد تا بستن باخدا را ببینی، و ببینی کدخدا اینجا گم است و هکذا که شهدا می‌بینند و امام راحل نیز در نجوای سکوت است.   انتهای پیام/